بهجت
+ نوشته شده در شنبه سوم اسفند 1387ساعت 14:33  توسط امین
|
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آذر 1385ساعت 8:13  توسط امین
|
سلام به دوستان گلم
اونایی که دوست دارن از طریق اینترنت اس ام اس رایگان بفرستن تو بخش نظرات ادرس ایمیل خودشون رو بنویسن تا من براشون یه دعوت نامه بفرستم و برن حال کنن
راستی باید برای ثبت نام حتما به یه موبایل دسترسی داشته باشین دقت کنین که به موبایل فقط برای ثبت نام کردن نیاز دارید و بعدا هیچ نیازی بهش ندارین
پس کسایی که می خوان براشون دعوت نامه بدم و اس ام اس رایگان بفرستن ایمیل خودشون رو بنویسن
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 11:22  توسط امین
|
سلام به دوستان گلم
اونایی که دوست دارن از طریق اینترنت اس ام اس رایگان بفرستن تو بخش نظرات ادرس ایمیل خودشون رو بنویسن تا من براشون یه دعوت نامه بفرستم و برن حال کنن
راستی باید برای ثبت نام حتما به یه موبایل دسترسی داشته باشین دقت کنین که به موبایل فقط برای ثبت نام کردن نیاز دارید و بعدا هیچ نیازی بهش ندارین
پس کسایی که می خوان براشون دعوت نامه بدم و اس ام اس رایگان بفرستن ایمیل خودشون رو بنویسن
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 11:20  توسط امین
|
1.علي دايي به احتمال زياد در بازي فردا مقابل ژاپن به بازي خواهد رفت. او که خود را براي بازي روز 5 مرداد 1425 آماده ميکند، گفت: به لطف خدا و دعاي خير مردم مصدوميتم چندان مهم نيست و با عصاي هميشگي در زمين حضور خواهم يافت و در پست تخصصيام به مانند سنوات نزديک به صورت تک مهاجم بازي ميکنم و عصا را هم براي مصدوميت ميبرم، نه براي کهولت سن. وي اضافه کرد، عواملي مانند تغذيه و ... در آمادگي وي بسيار موثر است.
2. فيفا فاش کرد که راز خداحافظي نكردن دايي را کشف کرده است. سخنگوي فيفا گفت: ما هر چه ديديم کدام افتخار است که دايي آن را به دست نياورده و به بهانه آن خداحافظي نميکند، نتوانستيم چيزي بفهميم تا آن که نوه آلکس فرگوسن گفت: در ديدار فينال ليگ قهرمانان 1999 علي دايي در دقايق آخر نتوانست همراه بايرن مونيخ قهرمان شود و پدر بزرگم همراه منچستر قهرمان شد. به دنبال اين کشف، فيفا قول داد، کاپ ليگ قهرمانان را به دايي بدهد تا وي خداحافظي کند. فيفا مدعي شد که ميخواهد در تاريخ دست برده و نام علي دايي را در ليست تيم منچستر 1999 قرار دهد و يا بايرن را قهرمان 1999 اعلام کند.

3. زلاندو کراتوويچ، سرمربي ايران، گفت: من به تواناييهاي دايي ايمان دارم و وي ستون تيم من است. وي همچنين هرگونه شايعه در خصوص دست داشتن وي در ارنج تيم ملي را به شدت رد کرد.
4. فرزند کليزمن که اکنون در تيم ملي آلمان بازي ميکند، در ديدار تدارکاتي چند شب پيش ايران مقابل آلمان به هنگام دست دادن با علي دايي در ابتداي بازي گفت: چهره شما براي من آشناست و گمان ميکنم، شما را هنگام تماشاي بازي ايران ـ آلمان 1998 که پدرم گل زد و از تور دروازه شما خوشش آمده بود و ميخواست آن را ببرد، شما را پشت سر او ديدم، اما علي دايي (اين بار زودتر از آصفي) همه چيز را تکذيب کرد و گفت: من تازه از تيم ملي اميد آمدم و در آن زمان جاي ديگري بازي ميکردم.

5. علي دايي اظهار اميدواري کرد که در بازي مقابل لائوس، مثل ادوار گذشته، بتواند پنج تا شش بار هت تريک کند.
گفتني است، فدراسيون فوتبال ايران از فدراسيون فوتبال آسيا خواسته بود تا ايران را با لائوس همگروه کند تا بلکه دايي پس از ده سال پايش به گل باز شود تا نوار موفقيتهايش پاره نشود. هماکنون دايي با 2195 گل ملي در صدر گلزنان تاريخ فوتبال دنياست و فرانس پوشکاش، با بيش از 2000 گل اختلاف در رتبه دوم است، اما دايي هنوز موفق نشده در جام جهاني گل بزند.
وي ادامه داد: شايد اگر در جام جهاني اخير، هت تريک کند، حاضر شود موضوع خداحافظي خود را کمي جلو بيندازد. وي همچنين گفت: من تا آخر عمر مديون لائوسيها هستم
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 12:6  توسط امین
|
به نام خدا
سلام ... 
یکی بود دو تا نبود...
سه تا بود چهار تا نبود ...
پنج تا بود شش تا نبود ...
هفتا و هشتا نبود ... نه تا بود ... یازده و دوازده و سیزده نبود ... چهارده تا بود ... پانزده نبود ... شانزده هم نبود ... هفده و هجده ... نه ...نوزده هم نبود ... بیست سالش بود !!!
امین رو می گم!!!
یه پسر ۲۰ ساله که ۲۰ سال پیش توی یک روز بارونی (به گفته ی مامانم) از یه ماه بهاری از یه سال خوب ... بدنیا اومدم.
راستش به رسم معمول باید یه بیوگرافی از خودم اینجا بنویسم.
... دانشجو هستم ... یکی از دره پیتی ترین رشته های عالم (خودتون حدس بزنید) ... که امسال سال دوم دانشگاهم و قراره ۳ سال دیگه یه مدرک کارشناسی بهم بدن که بعد بذارم درکوزه و آبشو بخورم ...
... موقعی که تازه وارد دانشگاه شدم و تب و تابی و جنب و جوشی بود و با یه سری آدمهای که هم دانشگاهی هستم و ادعای معرفت داشتن اشنا شدم که چون خودشون خوب می دونن کی هستن اسمشونو برای حفظ ابروشون نمی برم!!! (دوستان جدی نگیرن ، این حرفام شوخی بود)
اوایل تعطیلات تصمیم گرفتم اینترنت رو بذارم کنار که به درخواست مکرر دوستان (حال می کنی تریپ رو!) تصمیم گرفتیم یه سایت بزنیم ، که به دلایلی این کار انجام شد! ولی به اخر نرسید!؟.
داریم از موضوع دور می شیم، قرار بود از خودم بگم ...
درونم مجموعه ای است از ادمهای که نمی شناسمشون ... یکی امینی که باهاش میرم دانشگاه ... یکی اونیه که باهاش موسیقی گوش می دم ... با یکی دیگه عاشق می شم ... با یکی دیگه فیلم می بینم ... خلاصه من پرم از ادمهایی که مجموعه ی همه ی اونا می شه یه نفر ... یکی به اسم امین عربپور.
ولی از همه ی ادمهای درونم که بگذرم اون « من » پاک و صمیمیم توی این نوشته، لا به لای ورقای همین وبلاگ خودشو پیدا می کنه. شاید هیچ وقت نمی خواستم امینی که باهاش میرم دانشگاه با اون امین ناب و دوست داشتنی که اینجا هستم اشنا بشه! جراَ تشو نداشتم و ندارم توی دانشگاه اینجوری باشم ... اما زندگی پره از اتفاق ... پره از چیزهایی که نمی خواهیم، چیزهایی که ازشون می ترسیم ... من هم باید یکی بشم.
نمی دونم تونستم خودمو معرفی کنم یا نه ولی خلاصه بگم :
همینطور که متوجه شدین :
اسم : امین
فامیل : عربپور
سن : ۲۰ سال
شغل : دانشجو
علائق : سنگ قبر 
از معرفی خودم بگذریم ، هدفم از اینکه این وبلاگ رو زدم اینه که با تفکرات من اشنا بشین و تجربیات من رو بدونین (شاید به دردتون بخوره) و همینطورم من از نظریات و تجربیات شما استفاده کنم ... نمی خوام برنامه بذارم یا کد جاوا معرفی کنم یا از سایت های دیگه کپی برداری کنم (چون از این چیزا زیاده ، فقط کافیه تو گوگل تایپ کنید کد جاوا اونوقت میلیون ها و شایدم میلیاردها سایت براتون میاره) ، ولی برای تنوع کار من این کارارو انجام میدم تا هر کسی که به این وبلاگ قدم میذاره دست خالی از پیش ما نره...
من تو این وبلاگ قصد توهین به هیچ گروه ، شخص یا جنس و ... رو ندارم و سعی می کنم بر خلاف میلم حرفای سیاسی نزنم ...
و در اخر امیدوارم بتونیم از این طریق دوستای خوبی برای هم بشیم
تا بعد 
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 11:45  توسط امین
|